پسمل خوشملم ایلیانپسمل خوشملم ایلیان، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 11 روز سن داره

نی نی خوشگل من، ایلیان

اولین روز تنهایی من و ایلیان بالام

1392/10/1 16:46
نویسنده : مامانی
631 بازدید
اشتراک گذاری

سلام

مامانم امروز رفت و من و ایلیان تنها موندیم. فعلا استرس وجودمو گرفته، خوب اولین بار من و پسری باهم تنها هستیم .

خانومای خوب، مامانای مهربون ببخشید نتونستم هنوز به نظراتتون جواب بدم، خداییش وقت نکردم، همینارو هم به زور میام مینویسم. امشب اغا ایلیان واقعا شکم درد داشتا!! بیچاره یه ذره هم نخوابید، امروز هم پیچ شکم داره ولی نه به اندازهی دیشب، اصلا شب یلدا فراموشمون شده بود.

الانم بالام حانم خوابیده، حالا قشنگیش تو اینه که آغای ما اصلا تو تختش نمیخوابه! یه دونه بالش نرم و بزرگ من داشتم که این شده تخت ایلیان، رو اون نباشه خوابش نمیبره!

راستی خودمم عفونت گرفتم، هفته ی پیش دکتر بودما ريال فرص هم مصرف کردم ولی خوب نشده و بدتر شده، امروز زنگ زدم بیمارستان گفتن بیا اورژانس دیگه منم حوصله نداشتم گفتم فردا میام، اخه تب هم میگیرم، یهویی از سرما بدنم میلرزه با اینکه کلی هم عرق میکنم. بخیه هام یه ذره خوب شدن ولی هنوز مونده...

راستی هفتهی اخری که ایلیان رو باردار بودم وزنم رسیده بود به 70 کیلو، قبلنا یعنی اوایل بارداری من 49 کیلو بودم! الانا شدم 57 کیلو. هنوز رنگم پریدست، سفید عین گچم. اصلا اشتها به غذا و اینا ندارم، یعنی میترسم چیزی بخورم و به ایلیان نسازه و شکم درد بگیره! الانم که مامانم رفت کیه دیگه غذا درست کنه؟ شوهرمم سر کاره، قراره از فردا چند روزی تعطیلی بگیره، بیچاره اون کل روزا رو 3 ساعت هم نمیخوابه، موندم چجوری میره سر کار.

راستی پیشرفتای اغا ایلیان رو بگم، الانا این کوچولو تا پتو رو میندازی رو پاهاش، همچینی پاهاشو میکوبه بالا زمین که پتو 1 متری ازش دور میشه، وقتی هم میخوام شیر بدم با دستاش خودش میخواد سعی کنه که ممو رو بذاره دهنش! سر همینم کلی دعوا میکنیم، اخه به جا اینکه بذاره دهنش هی میبره این ور اونور، واس همین جفت دستاشو میگیرم بعد شیر میدم. البته شیر خودمم میدوشم و بیشتر شبا تو شیشه شیر بهش میدم یا وقتایی که میمی رو خوب نمیگیره، البته شیر کمکی هم دارم ولی ترجیع میدم شیر خودمو بدم، اون یکی یه ذره شکمش رو سفت میکنه. تازه وقتی ارومه و باهاش حرف میزنی، قشنگ گوش میده به حرفات و چشاش همش دنبال نوره! مخصوصا تلویزیون، فک کنم کم کم رنگ ها رو میبینه .

یه چیز جالبشم اینجاست، وقتی ایلیان شکم درد داره، میارمش بغل خودم بخوابه، زیاد خودشو پیچ نمیده و اروم میخوابه ولی تا میذاریش رو جاش، شروع میشه! حتی چند باری خواب ایلیان رو دیدم که باهام حرف میزنه، دیشب تو خوابم میگفت مامان من رو پاهای تو اروم میشم! میگفت من خواب بد میبینم. خیلی واسم عجیبه که این خوابارو میبینم. چی بگم والا...

اها تازه، کم کم پاهاشو هم داره سفت میکنه فداش شم.

دوست دارم زود چهلشم بگذره، که یه ذره حالش بهتر شه.منم یه ذره بتونم بخوابم! بی خوابی داره دیونم میکنه.

خوب ایشالا میام و به همتون سر میزنم. فدای همه ی شماهاقلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

مامان امیرمهدی
1 دی 92 16:55
مائده
2 دی 92 11:50
السلام ای وادی کربلا السلام ای سرزمین پر بلا السلام ای جلوه گاه ذوالمنن السلام ای کشته های بی کفن اربعین حسینی برشما تسلیت باد
مامان دلنیا
2 دی 92 16:09
هدی(مامان نی نی)
2 دی 92 23:26
آخی عزیزم.دیگه چیزی نمونده چله ش بره.خوب اگه تو بغلت آروم میگیره بذار تو بغلت بخوابه.ایشالا این روزام زود میگذره و روزای خوبم میرسه.
سوگل
3 دی 92 8:57
سلام مامان ایلیان خوبی؟ انشالا گل پسر ما هم خوب میشه این بی قراریاش از طرف من ی ماچچچچچچچچچچچچچچ گنده از لپاش بگیر راستی عزیزم من اسمتو نمیدونم؟بعدشم مرتب عکسای پسرتم بزار تو وبلاک در آینده خودش کیف میکنه از دیدن عکساش
آزاده مامان بردیا
3 دی 92 10:58
سلام عزیزم خسته نباشی نگران نباش ایلیان پسر خودته و مطمئن باش خودت بهتر از همه قلش رو میدونی و تمام حالاتش دستت میاد ولی به تدریج.مراقب خودت خیلی باش چون بیماری و ناراحتی روی شیر دادن و رو خود شیر خیلی تاثیر میذاره خیلی خوبه که از شیشه هم میخوره ولی مراقب باش شیشه ای نشه که بهد شینه رو نمیگیره هر وقت دیدی داره برا شیشه لج میگیره و سینه رو نمی خوره (البته اگه شیر داری) با قاشق یا قطره چکون بهش شیر بده چون شیشه از سینه مادر راحت تره و ممکنه بچه دیگه سینه نگیره و مجبور شی همش شیر براش بدوشی.بردیا هم همینطور بود تو تختش بیدار میشد و کنار من راحتتر می خوابید تا الانم جاش رو ول نکرده! البته میگن تا 3 ماه اشکال نداره بعدش ممکنه عادت کنه تو تختش نخوابه مراقب خودت خیلی خیلی باش خوب غذا بخور چون همش میشه شیر برا پسر عسلت عزیزم