پا گذاشتن به 4 ماهگی


3ماه از روزی که به دنیا اومدی داره میگذره، و به سرعت نور هم میگذره! وقتی بهم میگفتن وایسا اینقدر زود ایلیان بزرگ شه، باورم نمیشد ولی الانا میگم واقعا چه عجیب زمان با تو زود میگذره.
بدون تو بودن دیگه امکان پذیر نیست، وقتیم میخوابی دلم واست تنگ میشه و هی نگات میکنم، وقتی بیداری همش با هم بازی میکنیم و حرف میزنیم، هر روز 2 ساعت میریم پیاده روی و تو هم تو کالسکه قشنگ میخوابی.
الانا بعضی وقتا اگه دلت بخواد سینه ها رو میگیری و 5 دقیقه میمکی بعدش دیگه شیشه شیرتو میخوای. منم که همش میدوشم برات ولی متاسفانه شیرم خیلی کم شده نمیدونم چرا ولی مامانم میگه ارثیه، مادر بزرگمم اینجوری بوده.
الانا دیگه کلی حرف میزنی جوری که سردرد میگیره ادم از بس با صدای بلند حرف بزنی، خنده هاتک که قربونت برم قاه قاه میخندی. با همه جور در میای، میری بغل همه و با همه میخندی. عاشق اینی که دورو برت پر ادم باشه، یعنی کیف میکنی در حد تیم ملی. دوست نداری رو شیکم باشی تازگیا رو شیکمت که میذارم برمیگردی به پشت. خوابیدنت دیدنه، 360 درجه میچرخی ، دیگه واقعا میترسم بینمون بخوابی، یهویی لهت نکنیم خوبه، چون دیگه داری بزرگ میشی میخواییم کم کم تو تخت خوابت بخوابی.
شیکم درداتم هنوز هست ولی به نسبت کم تری.دیگه از ماه بعد هم کم کم باید شروع به خوردن چیزای دیگه کنی فدات شم.
راستی بیشتر پسرارو دوست داری تا دخترا،عاشق کارتون نگاه کردنی، وقتی کارتون نگاه میکنی با صدای بلند فقط حرف میزنی و دیگه برات مهم نیست کی پیشته یا تنهایی، البته تا چند دقیقه اینجوریه.
فدات بشم که زودی تو دل همه جا باز میکنی فدات شم. بیشتر از همه چشزو همه کس دوست دارم. بی نهایت.
الانم دراز کشیدی و به اسباب بازیای رنگیت نگاه میکنی، الالناست دیگه صدات در بیاد، برم تا باهاش بازی کنم




پا گذاشتن به 4 ماهگی
