سلااااااااااااااااااااااااام ما اومدیم
سلام سلام به مامانای مهربون، به نی نی های ناناز.
وای خیلی وقته میخوام هی بیام ولی نمیشد، ما 12 تیر از ایران اومدیم و درست روز بعدش اسباب کشی داشتیم به خونه جدید. باورتون نمیشه تنهایی کل خونه رو چیدم، ایلیان هم پیشم بود، حالا اونم به جای خود. خیلی خسته کوفته بودم، خستگی ایران تو تنم مونده بود اینم بهش اضافه شد. بعدشم اینترنت نداشتیم که بیاییم براتون بنویسیم و بهتون سر بزنیم.
راستش حرف که زیاااااااااااااااااااااااااااااده، اینقد اتفاقات افتاده، اقا ایلیان تو طی یک ماه اینقدر چیز میز یاد گرفت که نگید. از جمله ددددد، بابابا، ماماماو چهار دست و پا را رفتن، روروک سوار شدن و مثل موشک رفتن. نشستن بدون کمک و الانم خودش دست به میله یا هرجا باشه میزنه و به سختی پا میشه، تاتان تاتان کردن،تازه از رو هر صخره ای که بگی میره. موبایل مامانم خراب کرد، لابتاپش رو یه دکمشو شیکونده و ......
بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه اینطوریا
تازه تو ایران هم مریض شدیم، یه بیماری اومده بود تو تبریز حالت مصمومیتی بود. ما هم گرفتیم وای خوشبختانه مال ایلیان شدید نبود. ولی لاغر شد دیگه.
همم اها یه روزم رفتیم اتلیه و کلی عکس جالب گرفتیم. عکس ها رو چاپ کردیم به ایــــــــــــــــــــــن گندگی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سفر خوبی بود جایهمگی خالی البته جای اونایی که در خارج از ایرانند
ولی بدیش این بود که ایلیان خیلی بغلی شد و چون همش تو جمع بود الانا پدر من رو دراورده، هرروز بدون استثنا (ببخشید اگه غلط نوشتم نمیدونم چجوریه) روزی 3 بار 2 ساعته یا بیشتر میزیم بیرون.
بمروزیم رفتیم استخر بیرون کلی شنا کرد، چند روز پیشم رفتیم کنار دریا شنا کرد
.
بله این خلاصه کل این دو ماه بود
میام بهتون تک تک سر میزنم ببینم نی نی های شما هم مثل ایلیان تغیرات زیاد کردن
میبئسیمتون. اینم از عکس های اتلیه وروجک و عکس کنار دریاش
بگو ماشالا




ماشالا ماشالا، ماشالا




سلااااااااااااااااااااااااام ما اومدیم 





