باز بی اینترنتی و بی خبری از ما
سلام مامان و نینی های عزیزم
من و ایلیان معذرت میخواهیم واقعا که نتونستیم بیاییم و هم به اینحا سر بزنیم هم به شما. راستش دوباره بی اینترنت شدیم. بدبختیه دیگه. خلاصه فعلنا دیر به دیر میتونیم بیاییم. راستی خاله ها من تو پست قبلی یادم رفت بگم دندونای ایلیانم دراومده. یعنی یک هفته بعد اینکه از ایران اومدیم دیدم یه چیز سفید از لثه زده بیرون. خلاصه دو تا دندونای جلوشم دراومده.
ماشالا خیلی شیطون شده یعنی نمیشه ازش چشم برداره ادم. دیگه همه جاش زخمه از بس خودشو بزنه به اینور اونور. الانا هم براش صندلی ناهارخوری گرفتیم با ما میشه غذا میخوره فسقلی.
راستی این پسر من خیلی بابایی هستش. وای باباش رو وقتی میبینه همینجوری فقز میپره طرفش. اصلا برا من اینجوری نیستا. یعضی وقتا روزی 5/6 ساعت نمیبینمش میام خونه یه نگا میندازه بعد دوباره به بازیش ادامه میده. البته موقع خواب و گشنگیش یاد من میوفته. یا وقتایی که تنهاییم دیگه ولکنم نیست. باباش اگه باشه، اصلا مامان کیه؟ ولش کن مامانو
یا هروقت به جایی میخوره فقط میره بغل باباش

بله اینم از پسرا دیگه. ایشالا بچه بعدی دختر باشه مامانی بشه فقط بچسبه به خودم
راستی خاطره این اتلیه رفتنش رو یه روز باید جداگانه تو یه پست بنویسم خیلی باحاله همچنین از شیطنت بازیاش. یه کارایی میکنه از الان که نگید. خلاصه اومدیم خبر بدیم که وضعیت فعلا اینجوریاست دوستان گلمون. انشالا اینم حل شه بعد کلی میاییم. بوس برای همتون مخصوصا اون جوجو های خودم


باز بی اینترنتی و بی خبری از ما 



