5 ماهگیت مبارک عزیز دلکم
سلاااااااااااممممممممم
وای اینجا چقدر تغییر کرده. خیلی وقت نبودیم انگاری
بله عزیزان دیگه راسش اصلا وقت پیدا نمیکنم، یعنی ایلیان وقتی برامون نمیذاره که. ماشالا ماشالا هر روز شلوغ تر و وروجک تر.
تازه 3 روز پیش 5 ماه شد. قربونت برم ایشالا 120 سال عمر کنی عزیزم ایشالا کل عمرت رو با لبای خندون و تن سالم بگذرونی و پر از عشق و محبت. اون شب خیلی سعی کردم بیام بنویسم ولی نذاشت دیگه شب هم اینقدر خسته بودم، همینجوری بیهوش افتادم.
فداش بشم کلی بزرگ شده اخه خاله ها، تازه میخواییم 16 روز دیگه بریم ایران البته میخواییم 3 روز رو تو استانبول بمونیم و بگردیم و کلی خرید کنیم بعد بیاییم ایران. اخه کلی عروسی و مراسم در پیش داریم، ایلیان اغا رو هم ختنه میکنیم اونجا، مامان به فدات بره، بمیرم الهی.
راستی دیروز بابا موهای ایلیان رو اصلاح کرد، اخه یه ذره این ور اون ور کچل شده بود، بعضی جاها هم موهاش بلند بلند بود، دیگه بابایی ومد با ماشید موهاش کوتاه کرد البته فقط کناره ها، اون کاکلشو دست نزدیم. تازه برای اولین بار بردمش حموم تازه با کمک بابایی 
وای نمیدونید اینقدر بد خواب شده که نگو، موقع خوابش باید یک 2 ساعتی فقط نق بزنه گریه کنه، تازه فقط و فقط بغل میخواد، کمر و دستام شکسته دیگه.
فداش بشم عزیزکم
کلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی تازه چیز میز یاد گرفته یعنی هر صبح که از خواب پا میشه یه چیز جدید میبینیم
وای خدایا چه نعمت بزرگیه این بچه، انشالا خدا به همه بچه بده البته به اونایی که میخوان.
پسر من خیلی مردمیه، پیش همه میره و به همه میخنده، تا حالا نشده بره بغل یکی نق بزنه، هرکی تو خیابون بهش نگا میکنه این یه لبخندی حتما میزنه
یا قاه قاه میخنده.
اینم عکس 5 ماهگیش، راستیش عکس اوم روزشم میزارم مال اتوبوسريال اخه گفته بودم میزارم ولی وقت نکردم. بووس واسه همتون، ببخشید اگر سر نمیزنم دوستان
اینم اون روز، مامانت بمیره الهی ،



اینم تازه ی تازه، مال امروز




5 ماهگیت مبارک عزیز دلکم 



