پسمل خوشملم ایلیانپسمل خوشملم ایلیان، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 12 روز سن داره

نی نی خوشگل من، ایلیان

کم خوری ایلیان و کم شدن شیر من

1392/12/21 16:33
نویسنده : مامانی
2,623 بازدید
اشتراک گذاری

سلام مامانا و نی نیها

اومدم یه چیزی بگم کمکم کنید

چند روزی ایلیان خیلی کم میخوره، همون قدری هم که میخوره مثل اب بالا میاره. از یه ورم شیرم خیلی خیلی کم شده، بمیرم مجبور شده شیر خشک بدم که همین باعث شده که روزی یه بار شماره 2 انجام بده، که اینم رو مخشه جون وقتی کلا شیر من رو میخورد روزی 4/5 بار این کار رو میکردناراحت

کم خوردنش به این نیست که شاید شیر خشک دوست نداره، نه چون من هر روز یه وعده رو بهش شیر خشک دادم و همیشه کلی خورده ولی الانا نه مال منو میخوره زیاد نه اون یکی

خیلی غصه دارم خیلی....

ای خدا فقط دو ماه دیگه هم بهم شیر میدادیگریه کمکم کنید چیکار کنم شیرم باز بیادگریه

راستی حالا چون شیرم کم شده، اقا ایلیان روزی 2 بار سینه هام رو میخوره اونم به مدت 5 تا 10 دقیقه، مادرت بمیره، شیری توش نیست که بخورهگریه

دعا کنید برام که شیرم بیاد بازناراحت

پسرم من رو ببخش، هرکاری بلدم انجام دادم ولی ...ناراحت عذاب وجدان دارم شدیدناراحت ببخش مامانی ناراحتمن بمیرم الهی، کور شم، کر شمناراحت

 

حالا در مورد ایلیان:

این عکس رو ببینید که ایلیان با مماخش چیکار کرده اخه ..

اصلا نمیشه دستاش رو کنترل کرد همش بالا پایین میرنخنده

بچم علاقه ی شدیدی به نشستن داره، یعنی از خواب که پا میشه باید بشینه ولی عجیبا از دراز کشیدن رو شیکم بدش میاد. تازگیا خیلی باهاش کار میکنم که کم کم چیز میز تو دستاش بگیره ولی اصلا ! این مشت دستاشو عمرا باز کنه. خیلی هم پر حرفه! ماشالا ماشالا فقظ بلده داد بزنه اونم با عصبانیت

نمیدونم به کی رفته اینقدر خشن و بی صبر و عجولهنیشخند البته همیشه خشن نیستا یهوی کانال رو عوض میکنه فقطقهقهه

امروز صبح رو پای بابایی نشسته بود، بابایی داشت واس خودش مداحی میخوند دیدیم یهویی این لب لوچش اویزون شد و گریه کرد، همین که بابای صداش رو قط میکرد این میخندید، دوباری که میخوند این گریه میکردقهقهه یعنی مرده بودیم از خنده ماقهقهه ای وروجکنیشخند واقعا با بچه هیچ کدوم از روزات شبیه دیروزش نیست، اینقدر که متنوعهنیشخند

فدات بشم مامانی من قربونت برم عاشقتیم

 

 

پسندها (1)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (9)

حدیث مامان آرش کمانگیر
21 اسفند 92 16:58
وای از دست این نی نی ها که تا بخوان بزرگ شن مادر پدرها رو عذاب می دن.عزیزم آرش منم یه مدت اینطوری بود توی یکی از پستام نوشتم الان هم چند روزی هست که اصلا از غذا متنفر شده به نظر من بذار تا می تونه سینت رو بمکه چون هرچقدر مکیدن بجه بیشتر باشه شیر بیشتری توی سینه جمع می شه. همه بچه ها ماههای اول با ناخناشون خودشون رو زخمی می کند جون تازه دارن اعضای بدنشون رو می شناسن
مامان آيلين
21 اسفند 92 23:46
آخه آقا پسر با اون مماخت چيكار كردى عزيزم خيلي خودتو ناراحت نكن ما مامانا تمام سعيمونو ميكنيم اما بعضى موقه ها نميشه ديگه،منم شيرم زود تموم شد اولش خيلي عذاب وجدان داشتم،اما ديگه چاره اى به جز شير خشك نداريم
مامان دلنیا
22 اسفند 92 12:37
الهی عزیزم این چیزا طبیعیه .هرچی شیر خودتو بخوره .شیرت بیشتر میشه.مامانی خیلی غصه نخور چون استرس وناراحتی هم شیر وکم میکنه.کوچلو موچلو چیکار خودت کردی ؟مامانی دلنیا هم وقتی ناخناش بلند میشه از این کارا میکنه. چند وقت پیش گوششو زخم کرده بود اینقد خون اومده بود .خیلی ترسیدم .مواظب خودتون باشین .فدای ایلیان جونم بشم .ببوسینش.
مامان محمد ماهان جونی
22 اسفند 92 18:34
عزیزم از شیر دادن نا امید نشو چاره فقط قطره شیر افزاست من 7 ماهه دارم مدام می خورم اگه قطع کنم شیرم کم میشه ولی تو این هفت با قطره حسابی به نی نیم شیر دادم سبزی خوردن هم مکملش استفاده کن ولی محاله با قطره شیرت زیاد نشه ایلیان جون رو از طرف من ببوس
یسنا کوچولو
23 اسفند 92 7:48
برمزارم گریه کن اشکت مرا جان میدهد ناله هایت بوی عشق و بوی باران میدهد دست برقبرم بکش تا حس کنی مرگ مرا دست هایت درد هایم را تسلا میدهد وقت رفتن لحظه ای برگردو قبرم را ببین این نگاه اخرت امید ماندن میدهد نیست ازمن قدرتی بوسیدن چشمان تو زخم های مرده ام را دیدنت جان میدهد
سوگل
24 اسفند 92 7:40
الهی قربونش بشم چیکار کردی خاله جون با اون مماخ خوشکلت
مامان بردیا
24 اسفند 92 9:21
ای جان خاله چرا مماغتو اینطوری کردی آخه خوشگل خاله ناراحت نباش مامانی این بچه ها بسیار عجیبن و مشکلات جور و واجور پیدا می کنن ما هم همینطوری بودیم خیلی مراقب خودت باش اینقدر هم غصه نخور خب بهترین چیز برای بچه شادی مامانیشه
هدی (مامان نی نی)
24 اسفند 92 17:34
آخی عزیزم ببین با خودش چی کار کرده.عزیزم من تجربه ای ندارم فقط میدونم قطره شیر افزا هست که میگن خوبه.از دکترم میپرسیدی.
هدی (مامان نی نی)
27 اسفند 92 15:13
به به آقا ایلیام ماشالا حسابی بزرگ شدیا.بزنم به تخته برات.ایشالا به سلامتی خدا کمکتون کنه و خونه رو بخرین.دیگه خیالت راحت میشه.راستی یه خبر...نی نی کوچولوم داره میاد.هوررررراااا