پسمل خوشملم ایلیانپسمل خوشملم ایلیان، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 12 روز سن داره

نی نی خوشگل من، ایلیان

calma Flaska

باز سلام اخرش ما هم با مادرم اینا اومدیم خونشون ولی از شانس بدم ایلیان مریض شده امروز، اخه داداش کوچیکم سرما خورده فک کنیم از اون گرفته، خیلی بی حاله و خوب شیر نمیخوره و نمیخوابه. راستی یه مادر عزیز تو پست قبلی کامنت داده بود که ای کاش به بچه شیر خشک هیچ وقت ندیم و شیشه شیر هم ندیم تا یاد نگیرن، حرفشون رو من قبول دارم که بچه ها باهوشن و زود چیز میز یاد میگیرن ولی اگه شیر کافی ادم نداشته باشه خوب مسلما باید بهش شیر کمکی داد، من حتی تو بیمارستان که بودم 3 روز، پرستارا خودشون شیر کمکی میوردن میدادن به ایلیان چون شیر نداشتم، البته اونموقع تو یه چیز کوچیک میریختن و ایلیان هم با زبونش درست مثل جوجه پیشی ها میخورد ولی خوب کم کم غذاش بیشتر شد و ...
1 اسفند 1392

معذرت خواهی

سلام به همگی واقعا شرمندم اگه به کامنتاتون جواب نمیدم یا اینکه نمیام پست بذارم، راستش اصلا وقت نمیکنم بیام، اگرم بتونم میام به وب شماها و نینیاتون رو میبینم. خوب صریح وضعیت ایلیان رو براتون توضیح میدم پسر گلم دیگه به کل از می میا دست کشید و منم هر 3/4 ساعت واسش شیر میدوشم، دیگه ماشالا داره بزرگتر میشه و بیشتر میخوره و منم واقعا شیرم نمیکشه، یعنی شیرم کمتر شده از قبلنا ولی سعی خودمو میکنم. پسملم خیلی ارومه اگه سیر باشه و خوب خوابیده باشه، با همه جور میشه و میخنده و حرف میزنه، تازگیا کم کم خنده هاش صدا دار شده و خوابشم خوب شده، یک بار تو روز رو زیاد میخوابه که اصولا 8/9 شب میخوابه تا 2/3 نصفه شب بعد شیر میخوره و دوست داره بشینه و حرف بزن...
30 بهمن 1392

مریضی و لجبازی اغا ایلیان

سلام به همگی من هنوز بی اینترنت هستم ، و اینبارم اومدم خونه ی مادرم. راسش رو بخوایید هفته ی سختی رو گذروندم، من و ایلیان مریض بودیم یعنی سرما خورده بودیم، سرما خوردگی ایلیان شدید نبود خدارو شکر ولی خوب بی حال و نق نقو، خلاصه منم هلاک بودم . تو این هفته ایلیان سینه های منو نمیگرفتريال فکر میکردم واسه مریضیشه و حال نداره، ولی دیدم نه اصلا میلش به میمی نمیکشه و شیشه شیر و ولی قشنگ میگیره، هرکاری کردم نگرفت که نگرفت حتی امروزم رفتیم بیمارستان که یه تک نیکای دیگه بهم یاد بدن ولی هیج جوره نمیخواست اخرسر هم ماما گفت بعضی بچه ها اینجورین، پسر تو هم تصمیمش رو انگار گرفته و دست از لجبازی نمیخواد برداره، البته تنبل هم هست. دیگه من اون هفته همش داشتم ...
6 بهمن 1392

غیبت طولانی مدت

سلام سلام خیلی وقته نیومدم اینجا، اخه تو این مدت خیلی چیزا اتفاق افتاده، اول اینکه خونه پیدا کردیم و اسباب کشیم کردیم، بگذرد از اینکه 3 روز فقط خونه ی جدید رو تمیز کردیم اینقد گند بود. خدا رو شکر که مامانم پیشمون بود حالا. خونه ی جدید هم فعلا اینرنت نداره . 3 روزه برف باریده و هوا خیلی سرده، این خونه هم انگاری یخ بندونه، نمیدونم چرا سرده، البته ما فغلا وسایلات نخریدیم و دنبالشیم واس همین با مامان اومدیم شهرشون و الانم خونه ی مامانیم . جوجوم هم والا شکم درداش هنوز هست، امشب تا 12 بعد الظهر نتونست بخوابه همش جیغ و گریه، نمیدونم این پیچ شیکما چین اخه، وقتایی که حالش خوبه و سیره اینقدر ناز میشه، میخنده واست، و همش سعی میکنه حرف بزنه، یهویی و...
22 دی 1392

2014

سال نو میلادی به همه ی شما مامانای عزیز و نی نی های خوجمل مبارک. چند روزی  هست سایت بالا نمیاد ، نمیدونم فقط مال من اینجوریه یا کلا سایت ایراد داره؟! خلاصه این سال هم گذشت با همه خوشیها و سختیهاش. ایشالا سال نو، واسه هممون یه سال خوب و پر برکتی باشه. راستی اون خونه ای که گفتم جور نشد و ما باز موندیم تو 24 متری ، ایشالا تو این سال جدید دا یه خونه ای نصیبمون کنه. مامانمم امروز باز اومد پیشمون خدا رو شکر، از تنهایی یکم در میایم. امروز خیلی دلم گرفته بود و یه چندی گریه کردم تا خالی شم ولی ... ایلیان جونمم 3 روزی هست شیکمش خیلی درد میکنه و نه میتونه خوب بخوابه نه میتونه خوب شیر بگیره. منم که بیخواب و خسته. دعا کنید بچم زود خوب بش...
11 دی 1392

اولین خرید با ایلیان

سلام خانومای خوب امروز اولین بار من و ایلیان تنهایی با همدیگه رفتیم بازار و کلی واسه ایلیان خرید کردیم، با اینکه ایلیان کلی لباس کادو گرفته ولی چون حراجی زمستانی بود ماهم رفتیم و دلی از عذا در اوردیم. خوش بختانه ایلیان اغا همه وقت رو خواب بودند و مامان تونست خیلی از مغازه ها رو بگرده البته واس خودم هیچی نخریدم، نمیدونم چرا الانا میرم مغازه ای، یه راست اتومات هدایت میشم به قسمت بچه ها حالا از وسایلاش عکس میگیرم میذارم.     ...
7 دی 1392

کریسمس مبارک

باز سلام کریسمس همگی مبارک جاتون خالی دیشب رو خونه دایی شوهرم که زن و بچه هاش سوئدی هستند، بودیم، کلی خوش گذشت، بابا نوءل هم اومد و کلی کادو داد به ایلیان جونم و البته ما، ولی یلیان بالام همش خواب بود لبته از یه ور خوب شد. تازه تولد بابایی رو هم دیشب جشن گرفتیم، دست دایی و زن دایی درد نکنه کلی زحمت کشیده بودند. یه خبر خوب دیگه، یه خونه تونستیم پیدا کنیم، اجاره ای تا 1 سال فعلا که ایشالا بعدش میخواییم خونه بگیریم. از این 24 متری خلاص میشیم! خدا شکرت. ایلیان جونمم دو روزی هست سعی میکنم شیر خودمو بهش بدم یعنی از سینه هام، اولش کلی نق نق میکنه ولی بعد یه ذره متوجه میشه که مجبوره بخوره باباش البته ولش نمیکنه تا گریه میکنه میخواد شیر کمک...
4 دی 1392

اولین روز تنهایی من و ایلیان بالام

سلام مامانم امروز رفت و من و ایلیان تنها موندیم. فعلا استرس وجودمو گرفته، خوب اولین بار من و پسری باهم تنها هستیم . خانومای خوب، مامانای مهربون ببخشید نتونستم هنوز به نظراتتون جواب بدم، خداییش وقت نکردم، همینارو هم به زور میام مینویسم. امشب اغا ایلیان واقعا شکم درد داشتا!! بیچاره یه ذره هم نخوابید، امروز هم پیچ شکم داره ولی نه به اندازهی دیشب، اصلا شب یلدا فراموشمون شده بود. الانم بالام حانم خوابیده، حالا قشنگیش تو اینه که آغای ما اصلا تو تختش نمیخوابه! یه دونه بالش نرم و بزرگ من داشتم که این شده تخت ایلیان، رو اون نباشه خوابش نمیبره! راستی خودمم عفونت گرفتم، هفته ی پیش دکتر بودما ريال فرص هم مصرف کردم ولی خوب نشده و بدتر شده، امروز ...
1 دی 1392

:-(

دلم میخواد فقظ بشینم گریه کنم. مامانم داره دوشنبه میره شهرش، 3 هفته ای هست پیشمه، داداش کوچیکم همش زنگ میزنه میگه برگرد، موندم بدون مامانم چیکار کنم. اخه همش اون ایلیان رو اروم میکنه یعنی همه کارارو اون انجام میده.  ایلیان خیلی پسر عصبییه، وقتی گشنشه دیگه صبر نداره، میمیامو به سختی میگیره و میخوره. شیرمم که هیچی... دم کرده ی رازیانه هم میخورم ولی فرق چندانی نمیبینم. از امروز گوش درد ایلیان هم شروع شده، موندم اینو کجای دلم بذارم؟ خیلی سخته، اصلا ایلیان پیش من اروم نمیشه و همش جیغ میزنه ولی تا میره پیش مامانم اروم میشه از یه ورم بی خوابی و س.ردرد امونمو بریده توروخدا واس گوش درد ایلیان چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟ دل دردش کم بود اینم حالا اض...
30 آذر 1392

ایلیان بالام

سلام مامان های عزیز. من خودم خوبم فقط خستم، شب بیداری داریم، اغا ایلیان شبا همش بیداره و نق میزنه. خوب من که از بچه داری سر در نمیارم، مامان بیچارمم فقط با قرص خواب میتونه بخوابه تا میاد فرص رو میخوره اغا ایلیان بیدار میشه مامانمم گیج و ویج بالا سرشه باباشم که بیچاره هیچی . البته خو کل خونمون یک اتاقه مسلما با یک نق ایلیان همه بیدار میشن. علت اسهالی ایلیان هم معلوم شد، از شیر خودمه. فعلا امروز قراره دکترش بیاد خونمون ببینیم چیا میگه. راسی چند روز پیش ناف ایلیان جونم افتاد و دیروز برا اولین بار پستونک گذاشتیم دهنش که یه خورده اروم بگیره اینقدر ناز گلی شده با پستونک. پسملم ایشالا زودی خوب شی که مامان طاقت درد کشیدنات رو نداره. ...
25 آذر 1392