لعنت به امپول

واییییییییی نمیدونید بچم دیروز چقدر حالش بد بود
فقط جیغ و گریه، همش تو بغلم بود بعدشم مجبور شدم 7 شب بزنم بیرون بلکه بخوابه که اقا اصلا نخوابید ولی حداقل جیغم نمیزد. بعد 1 ساعت اومدیم خونه شیر خورد و با بدبختی خابوندمش دیگه 9 شب خوابید تا 5 صبح. خدا رو شکر فعلا حالش خوبه ایشالا دیگه تب مب نگیره
نگا کنید خاله ها، پاشو آی آی کردن


راستی امروز صبح ایلیان واسه اولین بار خودش اومد رو شیکم. رو بالش دراز کشیده بود هی میدیدم داره خودش رو میکشه پایین فهمیدم میخواد بیاد رو شیکم دیگه اولش حواسم نبود عکس بگیرم ولی قدم اخری رو عکس گرفتم نیگاااااااا

نیگا پسملم لاغر شده، مامان بمیره الهی ، حیلی غصه دارمممممممممممممم

ایشالا زودی باز تپل شی عزیز دلم، چشم حسودا کور شه
عاشقتم اینو همیشه بدون
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


لعنت به امپول
