واکسن 3 ماهگی ایلیان
وایییییییییییی عزیز دل مامان، من بمیرم واست خوب ...
امروز ایلیان رو بردیم بهش دو تا امپول زدن به پاهاش، واکسن سه ماهگی. باباش کنارش وایستاد، من که جذات نکردم اخه خودم هنوزم از امپول میترسم
وقتی امپول رو زد جیغ زدی گریه کردی
ولی همین که بغلت کردیم اروم شدی ولی من همچنان داشتم میلرزیدم
الانم تو کالسکه خوابیدی البته با نق و نق، فک کنم پاهاش درد میکنه
من بمیرم این روزا رو نبینم
حالا بدبختانه باز ماه بعد واکسن داره، ماه بعد اون هم باز واکسن
نمیخوااااااااااااااااااااااااااااااااام
خانومه گفت شاید تب کنی منم رفتم واست قطره ی مثل استامینافون گرفتم که داشته باشیم تو خونه
تازه لاغر هم شدی، شوشو میگه چشت زدن، ای کور شه الهی اون چشم
چند روزیه خوب غذا نمیخوری با همون 150 سیر میشی در حالیکه قبلنا 200 تا میخوردی
خیلی غصه دارم امروز
قربونت برم لباس عید هم واست خریدم
کم کم باید واس عید دست به کار شم، اخه نه اینکه من هنوز مهمونی ندادم واسه همین برا عید هرکیو میشناختم رو دعوت کردم
دیگه میخوام سنگ تموم بذارم
سالا الویه، سالاد فصل، سالاد شیرازی، تاسیکی، زیتون پرورده
قرمه سبزی، دلمه برگ مو،زرشک پلو و شاید یه ذره هم کباب تو فری درست کنم.
ژله، مسقافی، رولت خامه ای، کیک و میوه هم میذاریم
خواستم چیزای بیشتری هم درست کنم ولی شوهری میگه نمیخواد! اصراف میشه همینا خوبن
تازه میخوام واسه اولین بار سفره هفت سین هم بذارم، اخه ما خونوادتن سفره هفت سین نمیذاریم امسال دیگه به خاطر مهمونا و برا اینکه اولین عید نوروز پسملمه این کارو میکنم
وسایل خونمم دیگه داره تموم میشه، بعد الان 2 ماهی که اسباب کشی کردیم الانا کم کم خریدای بزرگمون داره تموم میشه، اخه الانا تو که بزرگ تر و اروم تر شدی ادم میتونه به کارا برسه
ناهار خوری و میز مبلمان رو سفارش دادم هفته دیگه واسمون میارن، میخوام قبل مهمونی همه چی تکمیل باشه
خوب فدات شم نانازم ایشالا تب نمیکنی و اروم میخوابی و هیچیتم نمیشه


واکسن 3 ماهگی ایلیان
