پسمل خوشملم ایلیانپسمل خوشملم ایلیان، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 12 روز سن داره

نی نی خوشگل من، ایلیان

هفته ی 8 بارداری

در این مرحله، رحم در حال رشد است و به اندازه ی یک پرتقال شده که اینو شما نمیتونید بفهمید. بعضی ها ادرارشون بیشتر از قبل میشه که دلیلش، فشار اوردن رحم به مثانه است. اندازه ی جنین به 1.5 سانتیمتر رسیده، اندازه ی جنین رو مانند یک خط راست از سر تا باسن میگیرند. جنین میتواند کم کم شروع به حرکت کند. انگشتان دست و پای جنین در حال رشد هستند و همچنین چشم و زبان و روده در حال پیشرفت هستند. ...
6 آبان 1392

هفته ی 7 بارداری

در این هفته تغیرات زیادی نکردید ، حالت هایی که در هفته ی 6 پیدا کردید همچنان ادامه داره یا شاید بعضی ها تو این هفته متوجه حاملگیشون شده باشند. تو این هفته سونوگرافی انجام میشه و  میشه دید که قلب بچه شروع به زدن کرده. اندازه جنین تقریبا 7 میلی متر و وزن آن 1 گرم است. جای چشمای جنین مانند دوتا حفره توخالی میمانند و به رنگ سیاه دیده میشوند، بغل سر، دو تا برامدگی گوشتی به وجود امده است که در هفته و ماه های بعد تبدیل به گوش میشوند.  دماغ و دهن فعلا هر دو یک راه دارند که کم کم زبان نیز درحال رشد است. دست و پاها بزرگتر شده و در این هفته میشه قشنگ تشخیصشون داد. جنین خون رو در بدنش تشکیل داده و قلب شروع به پمپ خون کرده و به رگ ها که اون...
6 آبان 1392

هفته ی بارداری 5 و 6

بله رسیدیم به هفته ی 5 که احتمالا بعضی ها هنوز متوجه حاملگیشون نشدن مثل خودم. من تو هفته ی 6 فهمیدم. تو این هفته تغیراتی  تو بدن زن ایجاد میشه مثل بزگ شدن سینه همراه با درد، حالت تهوع،تکرر ادرار، سرگیجه، بالا رفتن درجه حرارت بدن، سردرد های متوالی، پایین بودن فشار خون؛ زیاد شدن ترشح رحم البته باید گفت که همه ی زن ها ، همه ی این تغیرات رو حس نمیکنند، ولی باید بگم رایج ترینش بزرگ شدن سینه و سرگیجه است البته در اوایل هفته ی بارداری . تمام این تغیرات به خاطر هورمون های بدنه جنین الان حدود 1- 3.5 میلی متر شده. دست های جنین اول جایی هست که  در اوایل این هفته شروع به رشد کردن میکنه و بعد از اون پا. اندام های داخلی جنین  رو به ...
6 آبان 1392

ناراحتی های بارداری 1

 خوب همونطور که میدونید بارداری یه تغییر بزرگ در بدن شماست و شما ناچارید زندگی خودتون رو با رشد شکمتون تطبیق بدید. سنگین بودن وزن شما ناراحتی هایی رو هم به دنبال داره. اونایی که منتظر به دنیا اومدن اولین بچشون هستن خوب بهتر میتونن  روزهای بارداریشون رو برنامه ریزی کنند چراکه خانو هایی که بچه های دیگه هم دارن این کار براشون سخت تر هست.   ادامه ی مطلب رو بخونید ! حالت تهوع یا حتی اسفراغ ماه های اول بیشتر خانوم ها این حالت رو تجربه میکنند و همین باعث کاهش وزنشون میشه ولی جای نگرانی نیست و این کاملا یک چیز عادی است و به جنین نیز هیچ آسیبی نمیرسه. جنین موادی که لازم داره از جفتش میگیره. خانوم ها میتونن قبل از پا شدن از...
6 آبان 1392

ناراحتی های بارداری 2

خوب باز بریم رو بقیه ناراحتی های که تو دوران بارداری سراغ خانوم ها میاد! دردا که یکی دو تا نیست آخه !!! ولی اشکال نداره، می ارزه !   ادامشو بخونید!   ورم دست و پاها ورم پاها تو طول روز کاملا عادی است. برای کاهش ورم پا میشه از جوراب های مخصوص که تو داروخانه موجود هست استفاده کنید ولی بدونید که این جوراب ها رو همین که میخواهید صبح از خواب پا شید، رو پاتون کنید. همینطور انداختن پا رو یه بالش یا چیزی که پا رو بلند نگه داره به کاهش ورم کمک میکنه. سعی کنید 1 ساعتی تو روز این کار رو انجام بدید. دلیل ورم پا، سنگینی وزن بدن است و این ورم در تابستون بیشتر میشه، اون هم به خاطر گرما. شنا کردن یا حداقل وایستادن در آب کمک خوبی میتون...
6 آبان 1392

امروز من

امروز خیلی احساس خستگی میکنم. جوجومم که ماشالا یه ذره اروم نمیخوابه همش این ور اونور میشه. فک کنم فشارم رفته بالا خیلی گرممه و عرق کردم. نیم ساعتی میشه نشستم و داشتم یه صفحه ی بزرگ رو ترجمه میکردم ، یعنی اینجا تایپ میکردم که یهویی نمیدونم دستم به کجا خورد همش پاک شد، دیگه نشد برشگردونم. اعصابم داغون شد ! راسی من خیلی سختمه برم بیرون پیاده روی کنم، یه چند قدم که میرم کف پاهام انگاری داره میترکنن، راسش جورابای طبی رو امتحان نکردم . دکترمم هی میگه باید راه بری که زایمانت آسونتر بره جلو ولی چه کنیم که نمیشه! وای خدا نکنه بخوام 20 دقیقه ای را برم دیگه کف پاهام تاول میزنه. فردا هم تازه وقت چک آپ دارم، موندم چجوری برم!!! زیاد دور نیستا، با پا...
5 آبان 1392

اولین پست مامانی

سلام من یک مامان 24 ساله هستم با شوهرم که 30  سالشه. الان تو هفته ی 35 هستم یعنی اگر همه چی ایشالا خوب پیش بره، 4 هفته دیگه پسرمون به دنیا میاد. شخصا از زایمان خیلی میترسم، الانا یک ذره بهتر شدم ولی چند ماه پیش از ترس زایمان دیونه شده بودم تا اینکه حرف زدن با کلی دکتر و ماما و البته خوندن کتاب هایی که بهم پیشنهاد شده بود، یک ذره به خودم امیدوار شدم و البته نباید فراموش کرد که وجود شوهرم واقعا بهم روحیه میده. قراره یک زایمان طبیعی داشته باشم و شوهرم قول داده تا آخر پیشم باشه! دوران بارداری خیلی خوبی نداشتم و باید بگم اوایل هیچ حسی نسبت به نی نی نداشتم که البته دکترا میگفتن کاملا عادی هست و  امکان داره حتی بعد تولد هم بعضی ها...
5 آبان 1392