پسمل خوشملم ایلیانپسمل خوشملم ایلیان، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 12 روز سن داره

نی نی خوشگل من، ایلیان

باز دکوراسیون و مبلمان

سلام. امروز حالم بهتره کل روز نشستم و تو این سایتهای مبلمان و دکوراسیون میچرخم و نظرم در مورد اون مبلمان های قبل تغییر کرده این برای بالای اتاق. مبل انگلستانی بهشون میگن. من که خیلی خوشم اومده ازش. شبیه ناهار خوریه که میخوام بگیرم. اینم برای سمت راست از رو به رو که نگا کنی. ولی قهوه ای چون میخوام یه حالت گرم به خونه بدم. اگه توجه کنید همون جنس و طرح مبلمان انگلستانیه ولی فرم و مدلش از بالایی فرق داره. اینم واسه سمت چپ. بعد میخوام اینا رو با بالش های  طرح دار قهوه ای ، سیاه ، سفید و آجری رنگ تزیین کنم همچنین با اون روکش های رنگی که روی دسته ی کاناپه ها میذارن. روکش ها رنگ آجری باشن بهتره.  با یه میز قشنگ فهوه ...
18 آبان 1392

بابایی خوب تو و همسفر و عشق زندگی من

نی نی جونم، جو جوی خوشملم، نازنازی من و بابایی میخوام بگم بابایی الحق برات کم نمیذاره دورش بگردم خیلی به فکرته قدرشو باید بدونی هردوتان تیکه ای از جونمید خیلی دوستون دارم از خدا میخوام هیچ وقت زندگی قشنگمون از هم نپاشه پس فردا روز پدره! ای کاش بودی  و اولین روز پدر رو چشن میگرفت با حضور تو ولی اشکال نداره، الان خوب بابا به حصاب میاد دیگه پس از طرف خودم و خودت یه کیک خوشمزه و خوشکل واسش درست میکنیم از اون کیکایی که فقط واس مناسبتاش درست میکنم باید بیشتر حواسم به بابایی باشه! بیچاره سخت داره کار میکنه از اونورم درس میخونه از این طرفم همش تو فکر من و توه! مشکلاتمونم که بماند ولی اصلا به رو خودش نمیاره که مبادا من ناراحت شم...
17 آبان 1392

دلخوشی

سلام به همگی خانوما واسمون دعا کنید مشکلمون حل شه اگه خدا بخواد و دعای شما و مارو قبول کنه و این خونه ی که حالا دیدیم رو نصیبمون کنه، خیلی خوب میشه. ما خیلی وقته دنبال خونه ایم، خریدنی نه ها! اجاره ای ولی همونم پیدا نمیشه. لعنت به این مملکت اروپایی خلاصه من و شوهری خودمون تو 24 متر زندگی میکنیم. یک اتاق دانشجویی که همه چی توش قاطیه ولی خوب چون داریم نی نی دار میشیم ، مجبوریم قبل از اینکه بیرونمون کنن خودمون مثل آدم حسابی ها از اینجا بریم حالا به هر دری زدن و دعا و نذر و از اینا یه خونه فعلا پیدا شده که درخواست دادیم واسش ولی هنوز معلوم نیست بهمون بده یا نه! اجارش خدا تومنه! ولی ناچاریه ، خدا کنه حداقل اونو بتونیم بگیریم. سیستم اینجا ...
17 آبان 1392

چهار شنبه و بی حوصلگی و دوباره کیک درست کردن

سلام قند عسلم. وای پسملم قرار بود امروز بابایی مثلا خونه تکونی کنه و تعطیلی بگیره از سر کار ولی نشد منم که نمیتونم کاری کنم ولی قول داده خودش همه کارارو بکنه حالا ولش کن. مامانی امروز کتلت هویج درست کردم و یه دونه کوچولو موچولو واسه تو درست کردم که همون لحضه خوردم که ببینی مزش چجوری شده راسی امروز دلم خواست کیک لیمویی درست کنم، کیک مورد علاقه ی خودم و شوهری اینبارم دستورشو میذارم هرکی دلش خواست درست کنه پس ادامه مطلب رو بخونید   دستور پخت کیک لیمویی   150 گرم کره 3 دانه تخم مرغ 2 dl شیکر 0.5 dl شیر دو قاشق غذا خوری آب لیمو تازه 1 عدد پوست لیمو رنده شده دو قاشق چایی خوری بکین ...
15 آبان 1392

عکس های پسرم در اولین سنوگرافی

میخوام همین دو عکس که از پسرم دارم رو براتون بذارم. اولین سنوگرافیم بود و یعنی اخریش. هرچی میگم یه بار دیگه سنوگرافی کنید میگن نه! خوب اخه من دلم میخواد ببینم جوجوم بزرگ شده یا نه! راستی تو این عکس یک چیز جالب هم میبینید، اگه فهمیدید چیه !!!!! راستی این عکسا تو 5 ماهگیم بود       مامانی فدات بشه گل پسرم. منو بابایی خابتو دیده بودیم. هردوتامون تو خابمون تو رو یه شکل دیده بودیم. عجیبه نه؟! بابایی میگه تو بیشتر شبیه من میشی، چشم گنده میشی ولی بیشتر نینیا به باباشون میرن که البته بابای توهم ناز و جیگره ولی من جیگرترم اعتماد به نفس رو داری جوجو؟ فدات بشم، داری هی بزرگ تر میشی این هفته های آخر. اخه د...
14 آبان 1392

کیک زعفرانی

باز سلام ببخشید هنوز نتونستم مطلبی رو ترجمه کنم. اخه امروز هم رفتم بیرون اومدنیم کیک درست کردم. کیک زعفرونی. میخوام دستورشو اینجا بنویسم، خواستید درست کنیدو خیلی خوشمزه است مخصوصا با چایی، البته من با نوشابه بیشتر ترجیع میدم دستور پختشو تو ادامه ی مطلب مینویسم. خانومای باردار که بیکارند میتونند مثل من روزانه همش شیرینی و کیک درست کنند . هم وقتتون میگذره ، هم شوهرتون خوشحال میشه. از ما گفتن   طرز پخت کیک زعفرانی   200 گرم کره 0.5 گرم زعفران 2 دانه تخم مرغ 3 dl شیکر 2 قاشق چایی خوری بکین پودر 1.5 dl شیر 4 dl آرد   من اصولا کیکام رو با شیر درست میکنم چون نرم تر و سبک تر در میاد. 1:خوب کره رو آب م...
14 آبان 1392

سرما خوردگی مامانی و نی نی

سلام من و نینی سرما خوردیم شدید، آخرش بابای سرماییشو داد به ما. بمیرم پسملم، امروز معلومه خیلی بیحالی، خیلی کم تکون میخوری. البته مامانیم بی حال تر از تو. وقت نکردم مطالبی رو ترجمه کنم. ایشالا بعدنا جبران میکنیم. من و نینی بریم استراحت کنیم. شب همگی بخیر       ...
11 آبان 1392