پسمل خوشملم ایلیانپسمل خوشملم ایلیان، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 12 روز سن داره

نی نی خوشگل من، ایلیان

هفته ی بارداری 15 و 16

برای بعضی ها از این پریود به بعد، به آرامش میرسند. بدن به تغیرات هورمونی تا حدی عادت کرده. حالت تهوع و سر گیجه کمتر شده . کودک ما هر روز بزرگ تر میشه، حرکتش زیادتر میشه و خودش رو یه جورایی معاینه میکنه به دست و پاهاش. انگشتش رو میمکه و چشماش رو اروم تکون میده. اندازه: 14/16 سانتی متر وزن: 80 / 100 گرم ...
25 آبان 1392

هفته ی بارداری 17 و 18

تو این ماه مادر میتونه حرکات نی نی رو حس کنه البته برای خانوم هایی که اولین بچشون هست هنوز زوده و یه خورده طول میکشه تا حرکات نی نی رو حس کنند. تو این هفته میشه سونوگرافی کرد. واسه خیلیا اولین بار هست که قراره بچشون رو ببینند و لحظه ی بسیار بزرگی به حساب میاد. در سونوگرافی سر بچه اندازه گیری میشه و شیکم و پاها و همچنین دکتر همه اعضای بدن بچه رو کنترل میکنه. تو این هفته دکتر میتونه ببینه نی نیتون پسر است یا دختر. وزن: 150 / 180 گرم اندازه: 16 / 18 سانتی متر ...
25 آبان 1392

رولت خامه ای

امشب واس مامانی جونم و شوهری رولت درست کردم. البته چون من خامه دوست ندارم از مربای ژله ای استفاده کردم. و خیلی خوشمزه دراومد. من طرز درست کردنشو واستون میذارم هرچند شماها همه خبره تر از ما ها هستید. درست کردن رولت خامه ای واقعا آسونه و کل درست کردنش 15 دقیقه طول میکشه. در ادامه ی مطلب درست کردنشو توضیح میدم. طرز درست کردن رولت خامه ای مواد مورد نیاز   3 عدد تخم مرغ 2 dl  شکر 2 dl  آرد 0.5 dl  شیر یا خامه 2 قاشق چایی خوری بکین پودر   طرز تهیه اول از همه فر رو روی درجه ی 250 بذارید. سعله های پایین و بالای فر باید روشن باشن شکر و تخم مرغ هارو باهم قشنگ مخلوط کنید تا سفید و پفی بشه بکین پ...
23 آبان 1392

ای بابا.....

بله، خبرای خوشی ندارم. باز خونه ای که قرار بود بگیریم، نشد! باز همه خیال بافیام الکی بود. نمیدونم واقعا چیکار کنم از یه ورم یه مشکل دیگه واسم پیش اومده آدم نمیدونه غصه ی کدوم رو بخوره. این روزا درد دارم، یهویی میاد و میره. بعضی وقتا خیلی درد میکنه جوری که اصلا نه میتونم تکون بخورم نه میتونم حرف بزنم ، با اینکه شاید 40 ثانیه باشه ولی انگاری یه 10 دقیقه ای هست واس من دوشنبه که رفتم چک آپ، ماما گفت که همه چی خیلی خوبه و سر نی نی هم خیلی اومده پایین. میترسم زودتر از وقتش به دنیا بیاد. راستی ازشم پرسیدم که چرا شماها سونو نمیکنید مثل ایران، ببینید همه چی اوکی هست یا نه که ایشون جواب دادند که ما یه هفته در میون که تو رو کنترل میکنیم و همهچی او...
22 آبان 1392

حرفای خودمونی

امروز از یه بابت هایی خوشحالم، آخه دایه جون ( مامان من) اومده کاملا بدون اطلاع قبلی. مامانم تو یک شهر دیگه زندگی میکنه متاسفانه. آرزوی هردوتامونه یه روز باهم یه جا زندگی کنیم. آخه  من تک دخترشم و به هم خیلی وابسته ایم. بگذریم حالا. واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای نمیدونید دیشب، نصفه شب یعنی، وای یهویی یه دردی اومد سراغم که خدا خودش میدونه! ول هم نمیکرد که. شوهری هم با صدای ناله ی من پا شد از خواب حالا هی فکر میکرد من تو خوابم و دارم خواب میبینم. منم که اصلا نمیتونستم حرف بزنم. اشک از چشام سرازیر بود خلاصه تا اینکه ول کرد. دیگه نیومد، ولی خیلی ترسیدم. راستی من امروز یعنی چند ساعت دیگه وقت چک آپ دارم. من باید از این ماما ...
20 آبان 1392

اولین چشن روز پدر

سلامممممممممممممم امروز روز پدره و شوهری عزیزم برای اولین بار روز پدر رو با نی نی و مامانی جشن گرفت. من و نی نی واسه بابایی کیک درست کردیم حالا ایشالا سال بعد نی نی خودش واس باباش کادو هم میگیره. بابایی جون دوست داریم. واسه همه زحماتت ازت ممنونین اینم از کیکی که واس بابایی درست کردیم   ...
19 آبان 1392

....

خیلی دلم گرفته. نمیدونم چرا غم و غصه های ما تمومی نداره! دلم مامانمو میخواد ای خدا، چشمات رو روی مشکلات من ببند، به جاش مشکلات مادرمو حل کن. خدا جونم تو این ماه مبارک ازت میخوام مادرم رو قوی کنی، دلش رو پر از شادی کنی.
18 آبان 1392