داستان اومدن نی نی من به دل مامانیش.
میخوام از خودم بگم و روزی که فهمیدم باردارم تو پست اول هم نوشته بودم که من 24 سالمه و یه بزرگ شده ی کشور سوئد هستم. نوشتن فارسی رو تا حدودی تو ایران بلد بودم ولی وقتی اومدیم اینجا دیگه از یاد رفت تا وقتی که تو 17 سالگی شروغ به رفتن چت رومای ایرانی کردم و فارسیم پیشرفت پیدا کرد. داداش کوچولوم که دو ماه دیگه میشه 18 ساله اصلا فارسی نه میفهمه نه بلده حرف بزنه . شوهرم در اصل تبریزیه و تقریبا 5/6 سالیه اومده اینجه و ما همدیگرو تو جشن چهارشنبه سوری دیدیم که حالا بعدنا باهم دوست و ایناشدیم و تبدیل به ازدواج و اینا شد ما دقیقا1 سال و 2 ماهو نیم هست که عقد کردیم البته بعد عقدمون سریع رفتیم زیر یک سقف و زندگیمون رو شروع کردیم. نمیخواست...



